پیچک یادگار روزهای دیروز
میلاد رضایی خلیق
جامه ات جان و تن ات عطرِ پلشتی و کژی ها دارد تو از این خانه که رفتیمگسانزلزله وارپیِ آغوش تن ات می آیند آهوقتی بروم-نه از این خانه که از دارِ جهان-مگسان هلهله وارتنِ منرا چو تن ات پندارند
جامه ات جان و تن ات عطرِ پلشتی و کژی ها دارد
تو از این خانه که رفتیمگسانزلزله وارپیِ آغوش تن ات می آیند
آهوقتی بروم-نه از این خانه که از دارِ جهان-مگسان هلهله وارتنِ منرا چو تن ات پندارند